تبلیغات نیوز- سعید میرشاهی: آبسال برای بسیاری از ایرانیها نیازی به معرفی ندارد. کافی است نامش را بگویید تا تصویر یک کولر آبی، بخاری یا یکی از لوازم خانگی قدیمی در ذهن خیلیها شکل بگیرد. بعضی برندها همینطور ماندگار میشوند؛ نه با کمپینهای پرسر و صدا، بلکه با سالها حضور در خانهها.
با این حال، ماندگاری یک برند فقط به محصولی که تولید میکند وابسته نیست. پشت هر نام قدیمی که هنوز روی قفسه فروشگاهها دیده میشود، مجموعهای از تصمیمها، تغییرها و آدمهایی قرار دارند که در دورههای مختلف اجازه ندادهاند آن نام از بازار حذف شود. «آبسال» نیز با همین نگاه قرابت دارد.
اعطای نشان امینالضرب به گودرز حکیمنژاد، در دهمین مراسم کارآفرینی امینالضرب، در 21 شهریورماه امسال (1405) به گودرز حکیم نژاد (که به دلیل بیماری وی، نماینده اش آن را دریافت کرد) فرصتی برای دیدهشدن چهرهای است که سالها پشت یک برند شناختهشده قرار داشته است. او پس از بیش از ۵۰ سال فعالیت مهندسی و مدیریتی، این نشان را دریافت کرده است.
داستان این مجموعه به سال ۱۳۳۵ بازمیگردد؛ یعنی زمانی که فعالیت آن با نام «شرکت سهامی لعاب ایران» آغاز شد. این نام بعدها به «اونیورسال» تغییر کرد و از سال ۱۳۶۲، «آبسال» نامی شد که قرار بود سالها بعد، بخش قابل توجهی از بازار لوازم خانگی ایران آن را بشناسد.
نکته جالب اینجاست که در چنین کسبوکاری، تغییر نام تنها یک اتفاق ثبتی نیست. هر تغییر نام یعنی عبور از یک دوره و ساختن هویت تازه برای شرکتی که باید همچنان برای مصرفکننده قابل اعتماد بماند. برندهایی که چند دهه دوام میآورند، ناچارند خودشان را با زمان تغییر دهند، بدون اینکه آنقدر تغییر کنند که مشتری قدیمی دیگر آنها را نشناسد.
ماندن، سادهتر از ساختن نیست
در اقتصاد ایران، درباره تأسیس کارخانهها و راهاندازی کسبوکارها زیاد گفته میشود؛ اما مسئله سختتر، ماندن است.
یک بنگاه صنعتی باید از چندین دوره اقتصادی عبور کند؛ از تغییر فناوری و سلیقه مصرفکننده گرفته تا بحرانهای اقتصادی، محدودیتهای تجاری و تغییرات بازار. در صنعت لوازم خانگی، این مسئله جدیتر است؛ چون محصولی که امروز مزیت دارد ممکن است چند سال بعد با فناوری تازهای از بازار عقب بماند.
آبسال از دهه ۳۰ شمسی تا امروز، چنین تغییراتی را پشت سر گذاشته است. این شرکت در طول زمان سبد تولید خود را توسعه داده و نامش با محصولاتی مانند کولر آبی، بخاری و لوازم خانگی گره خورده است. این استمرار، یک وجه کمتر دیدهشده از برند است: توانایی ماندن.
برندی که چند نسل مصرفکننده آن را به خاطر میآورند، فقط یک نام تجاری نیست؛ بخشی از تجربه مصرف آنهاست. همین تجربه است که باعث میشود یک نام، حتی پس از دههها، همچنان قابل تشخیص باشد.
گودرز حکیمنژاد؛ یک عمر در یک مسیر
در روایت آبسال، نام گودرز حکیمنژاد جایگاه ویژهای دارد. او متولد ۱۳۲۴ و ادامهدهنده مسیر صنعتی خانواده حکیمنژاد است و فعالیت حرفهای خود را از مجموعهای آغاز کرد که بعدها به آبسال تبدیل شد. حدود ۶۰ سال حضور در یک کسبوکار صنعتی، چیزی بیشتر از سابقه مدیریتی است؛ نوعی مواجهه مستقیم با چند نسل از صنعت، نیروی انسانی و مصرفکننده ایرانی است.
سوابق مدیریتی منتشرشده درباره آبسال نیز نشان میدهد حکیمنژاد سالها در جایگاه مدیرعامل و نایبرئیس هیئتمدیره این شرکت حضور داشته است.
چنین سابقهای را نمیتوان تنها با عنوان «مدیرعامل» توضیح داد. مدیرعامل ممکن است چند سال در یک شرکت بماند و بعد مسیر حرفهای خود را تغییر دهد؛ اما کسی که بخش بزرگی از عمر حرفهای خود را با یک بنگاه طی کرده، عملاً بخشی از تاریخ آن بنگاه محسوب میشود.
شاید به همین دلیل است که دریافت نشان امینالضرب برای حکیمنژاد را میتوان فراتر از تقدیر از یک مدیر دید. این نشان، فرصتی برای دیدهشدن بخشی از تاریخ صنعت ایران است؛ تاریخی که همیشه در گزارشهای مالی و آمار تولید قابل مشاهده نیست.
برندها بیشتر از لوگو عمر میکنند
آبسال یک نمونه قابل تأمل از تفاوت میان «شناختهشدن» و «روایتشدن» است. ممکن است میلیونها نفر نام یک برند را بشناسند، اما درباره اینکه این برند چگونه شکل گرفته، چه تغییراتی را پشت سر گذاشته و چه کسانی سالها برای حفظ آن تلاش کردهاند، اطلاعات بسیار کمتری وجود داشته باشد. این موضوع درباره بسیاری از برندهای قدیمی ایرانی صدق میکند.
برند زمانی واقعاً به دارایی تبدیل میشود که از یک نام تجاری فراتر برود و در حافظه مردم جا بگیرد. وقتی یک مصرفکننده بعد از سالها هنوز نام یک شرکت را به یاد میآورد، بخشی از سرمایه برند ساخته شده است؛ سرمایهای که ایجاد آن زمان میبرد و از بین رفتنش میتواند بسیار سریع اتفاق بیفتد.
آبسال از این نظر، نمونهای از یک برند با حافظه طولانی است.
پایان یک دوره یا ادامه یک داستان؟
یک نکته دیگر در داستان آبسال، مسئله انتقال تجربه است. اطلاعات منتشرشده از ساختار مدیریتی شرکت نشان میدهد نسل دیگری از خانواده حکیمنژاد نیز در هیئتمدیره حضور دارد و رامین حکیمنژاد ریاست هیئتمدیره را برعهده دارد.
این یعنی داستان آبسال فقط درباره گذشته نیست. مسئله اصلی برای هر کسبوکار خانوادگی قدیمی، این است که چگونه تجربه چند دهه را به دوره بعد منتقل کند؛ بدون آنکه برند در گذشته متوقف شود.
نسل تازه باید هم نامی را تحویل بگیرد که دههها ساخته شده و هم برای مصرفکنندهای تصمیم بگیرد که دیگر همان مصرفکننده دهههای گذشته نیست. این شاید مهمترین آزمون برندهای قدیمی باشد: چگونه قدیمی بمانند، بدون اینکه کهنه شوند.
نشان امینالضرب برای گودرز حکیمنژاد، از این زاویه معنای دیگری پیدا میکند. این نشان فقط تقدیر از یک سابقه طولانی نیست، بلکه یادآوری این نکته است که بخشی از سرمایه صنعت ایران در تجربه مدیرانی قرار دارد که سالها کمتر درباره خودشان گفتهاند و بیشتر درگیر ساختن و نگهداشتن کسبوکار بودهاند. آبسال امروز برای بسیاری از مردم فقط یک نام نیست؛ بخشی از خاطره خانههای ایرانی است.
شاید ارزش واقعی داستان حکیمنژاد نیز همینجا باشد: گاهی موفقیت یک مدیر در این نیست که نام خودش از برندش مشهورتر شود؛ در این است که برندی که روزی ساخته یا تحویل گرفته، آنقدر دوام بیاورد که چند نسل بعد هنوز نامش را بشناسند.




















